💕 ایران وب 💕

جامانده ایم،حوصله شرح قصه نیست _ تربت بیاورید خاکی به سر کنیم♥️

خیلی تاثیر گذار بود...(پارت ۱)

پس از مدت ها تعقیب و گریز مجرم و پلیس، سرانجام مجرم به سر کوچه ای رسید.  مجرم پیش خود گفت: خدا کند بن بست نباشد. این را گفت و به سوي انتهای کوچه شروع به دویدن کرد.  پلیس نیز پیش خود گفت: خدا کند بن بست باشد. با این امید به دنبال مجرم دوید. در انتهای کوچه، کوچه ای دیگر به سمت چپ گشوده بود.  مجرم با همان امید «بن بست نبودن» و پلیس نیز با امید «بن بست بودن» هر دو به دویدن ادامه دادند.  در سر پیچ نهم مجرم با همین امید باز شروع به دویدن کرد، اما وقتی به انتهای کوچه رسید، با تعجب دید کوچه بن بست است.  ناگزیر خود را براي تسلیم آماده کرد. ولی هرچه منتظر شد. خبری از پلیس نشد. ...
21 دی 1401

توییت ؛

توییت: اون آدمی که وقتی میفهمه حال دلت خوب نیست و خیلی راحت تر نمیشه و هرکاری از دستش برمیاد انجام میده🥺❤️  تا تو رو بهترین حال ممکن ببینه خیلی واقعیه؛  به جرأت میتونم بگم از این آدما خیلی کم پیدا میشه👍🏻 پ.ن: سعی کنیم ازینا باشیم و به آدمای اینجوری حواسمون باشه... ...
15 دی 1401

خودنوشت من یلدا

فقط یک دقیقه... شاید این یک دقیقه برای این است که به تو بگویم: ممنون!  بگویم: از بودنت خوشحالم! یا شاید یک دقیقه وقت بگزاریم و مشکلاتمان را با هم حل کنیم... به راستی در یک دقیقه چکاری برایت کنم ؟ یک دقیقه شاید کافی باشد که به تو زنگ بزنم و بگویم: اگر تو را ناراحت کردم مرا ببخش. یا شاید کافی باشد تا بگویم: با تو بهترین خاطره ها را دارم ! شاید یلدا یک رمز است ، تا به جای این‌ها به تو : یلدایت مبارک ❤️ پ.ن : این متن رو خودم نوشتم و به دوستام هم در قالب یک کارت پستال هدیه دادم. ...
8 دی 1401

سفرنامه اربعین ❤️

چند خاطره کوتاه: دو روز تو سامرا موندیم، موکب بندر گز استان گلستان؛ به شدت مهمون نواز بودن، موقع رفتن پامون راه نمی گرفت بیایم😃 شب هی پتو می نداختن روم😂 می گفتن دیدیم کسی باهات نیست گفتیم سرما می خوری🤦🏻‍♀️(با بابام رفته بودم). شبم وقتی رسیدیم با اینکه غذا خورده بودم کلی اسرار کردن دوباره بخور😜 . . . تو سامرا خیلی‌ حس خوبی داشتم چون همه خادم ها ایرانی بودن ، البته چند تا عرب هم بود . یه بار از یکی شون پرسیدم تو این حیاط دستشویی هست برای وضو؟ دست و پا شکسته گفت: بله دستشویی کثیر، حتی شلنگ هم داره😂 برای اونا شلنگ خیلی‌ فناوری عظیمی به حساب می اومد🤣 . . . خیلی د...
28 شهريور 1401

چند فرسخی خواسته ام (پیاده روی اربعین)

گر بپرسی  کی بمیرم؟ با چه ذکری؟ در کجا؟ پاسخ آید: یا محرم . یا حسین . یا کربلا. 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 یادش بخیر، پارسال این شعر رو تو یه کانال توی بله خوندم. شعرِ به دلم نشست. یهو دلم کربلا خواست. خیلی تغییر کردم ، دیگه صدای نوحه که می شنیدم ، گوش می دادم، بغض می کردم و درک می کردم ... نمی دونم خدا به دلشون انداخت یا من زیاد خواسته ام رو بهشون گفتم ، ولی هر چی بود امسال یه روز بابام که اومد خونه دو تا فرم آورده بود ، گفتم چیه؟ گفت فرم گذرنامه، برای اربعین امسال. نمی دونید چه حالی داشتم ، نمی دونستم بخندم ، گریه کنم... مهدیس (همکلاسیم) ...
18 شهريور 1401

سخته ، خیلی سخته...

انتخاب خیلی سخته... شاید بهتره بگم تصمیم گیری وحشتناکه... اینو خیلی وقته فهمیدم ؛ شاید اون موقع که تو کلاس نقاشی نتونستم رنگ مورد علاقه ام رو انتخاب کنم و گفتم کاش می تونستم مامانم رو بزارم تو کیفم تا کمکم کنه. شاید اون موقع که توی فروشگاه زیورآلات ، بعد ساعت ها فکر کردن ، نتونستم گردنبند انتخاب کنم، و گفتم ای کاش دوستام بودن که به جام انتخاب کنن. برای شما هم سخته؟ تا کی اینجوریم؟ ...
11 شهريور 1401

یه لحظه برای خنده (طنز نوشته)

_شرلوک بلند شو، خورشید طلوع کرده +خب که چی؟ فتوسنتز کنم؟ من و رفیقم: +امتحانو خوندی؟ _کدوم امتحان؟ من داشتم پروژه رو تموم میکردم. +کدوم پروژه؟ وقتی با مامانم دعوام میشه و تلویزیون رو روشن می کنم: _کره خر یک روزه پای مادرش را بوسید _بخورید و بیاشامید ولی به مادر خود به احترامی نکنید _زندگی بدون مادر یعنی پوچی _آیه n ام سوره n: و بالوالدین احسانا _آهنگ جدید اکبر برای مادرش _رونالدو این گل را تقدیم به مادرش کرد _بعد از خدا، مادر مغزم وسط درس خوندن: اصن همبرگرای باب اسفنجی چطوری زیر آ...
30 مرداد 1401