💕 ایران وب 💕

جامانده ایم،حوصله شرح قصه نیست _ تربت بیاورید خاکی به سر کنیم♥️

اولین برخورد ضایع کننده😂

1400/8/7 13:47
نویسنده : ܩُـهـنـا♡
578 بازدید
اشتراک گذاری

می‌خوام خاطره خنده دار اولین باری که توی خونه مادربزگم با شوهر خاله ام رو به رو شدم بگم که خودم هر وقت یادش می افتم کلی می خندم 😂

اول بگم که کلید برق دستشویی خونه مادر بزرگم بیرون از دره و کلیده بر عکسه یعنی وقتی روشنه چراغش روشنه.

و دوم اینکه این خاطره مربوط به چند سال پیشه و اون موقع داداش کوچولوم من، اذیتم می کرد و برق دستشویی رو خاموش می کرد .

خلاصه که اون روز موقعی که گلاب به روتون رفته بودم دستشویی شوهر خالم برای اولین بار با حضور ما، اومده بود خونه مادربزرگم و من که تو سرویس بهداشتی بودم متوجه نشدم 🤦

شوهرخالم از راه اومد می خواست دستش رو بشوره که متوجه من نشد و اول برق رو خاموش کرد، (چون کلید برعکس بود فکر کرده بود خاموشه و می خواست روشن کنه 😅) تا دستش رو بشوره که من فکر کردم داداشمه و چون کلی قبل مهمونی نصیحتش کرده بودم چند تا فحش پاستوریزه بارش کردم 😂😂🤣

خلاصه که اینم اولین بر خورد دختر با ادب خونه 😂

پسندها (6)

نظرات (6)

AvaAva
7 آبان 00 13:48
😂

7 آبان 00 15:15
منم کلی ازم تعریف کرده بودن پیش زندایی جدیده ام که وای عجب دختریه و..... ولی تو مهمونی پاگشا منو خواهرم جنگ عظیمی داشتیم😐😐😐
ܩُـهـنـا♡
پاسخ
😂
آخی ، منو داداشم هم اینجوری زیاد میشیم 🥴

7 آبان 00 20:16
پروفایللت رو از کجا میاری
ܩُـهـنـا♡
پاسخ
دیگه دیگه 😎
شوخی کردم ، تو تلگراف بهت می گم .
نرگسنرگس
8 آبان 00 9:41
😅
مامانمامان
12 آبان 00 18:00
خودتی نیلا؟
😭😭😭
ܩُـهـنـا♡
پاسخ
نه عزیزم ❤️
مامانمامان
14 آبان 00 22:51
ببخشید اشتباه گرفتم با یدونه از بست فرندای قدیمیم که از نی نی وبلاگ رفت🙂❤️
ܩُـهـنـا♡
پاسخ
خواهش میکنم عزیزم 💗